کاش میفهمیدی قهرمیکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگوی با منی، نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگوی هر طور راحتی. ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم....هنوز هم نمیدونم هر سال که میگذره یه سال به عمرم اضافه میشه یا یه سال از عمرم کم میشه.....بی دلیل نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ما روی زمینی زندگی می کنیم که هر روز خودش را دور می زند!!!..راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم را نگاه می کنم دیوانه نیستم .. خنجر از پشت خورده ام